بیانیه جهانی
شاعران دنیا
 
 

ای «شاعران دنیا»، لحظه ای فرا رسیده است که باید نیروهای خویش را برای دفاع از ادامه حیات یکی کنیم: ما «مبارزان صلح» و «پیام آوران» دوران جدید «بشریت» هستیم. ما «شاعران نور» هستیم و «نور» مرکبی است که ما را به سوی همیاری رهنمون می شود که هیچ دلیلی نباید ما را از شرکت در آن باز دارد. ما اکنون در زمان مرگ دوران منحط و تولد «روزگاری نو» که شاعر نقش مهمی در آن دارد، به سر می بریم. بشریت در دوران سرنوشت سازی برای بقای زندگی خود به سر می برد: یا باید به سمت پرتگاه نابودی حرکت کند یا فرمان ارابه زندگی را رو به غلبه دسته جمعی که ضامن حیاتی طولانی است، بچرخاند. از زمانهای بسیار دور که انسان به یاد دارد، هستی بشر ناگزیر به همزیستی با زیست بومها که امکان حیات را برای او فراهم آورده و خواهند آورد، بوده است. اما در عین حال انسان در تلاش خود برای برتر بودن، ترقی هرچه بیشتر، سیاره را چنان به نابودی کشانده است که امکان ادامه حیات به مخاطره افتاده است. اگر بشر تغییر مسیر ندهد پس اینجاست که نسلهای آینده دلایلی محکم برای تنفر از ما خواهند داشت. از سوی دیگر، در متن این میل همواره به «برتر» بودن برای رشد و بقا ، نتنها از ابزار مادی زمین بلکه از ابزارهای انسانی نیز استفاده شده است و بدینگونه ما را به رقابتی بی رحمانه و ننگین میان انسانها کشانده است تا بدانجا که امروز همدیگر را می کشیم. و این همه بخاطر بودن، ترقی کردن یا تنها به خاطر این است که بگویم: «هستم»، این یا دیگری، اما «هستم!» یا برتر از تو هستم... . اینگونه است که با استفاده بیش از حد از منابع طبیعی و انسانی، سیاره را به زوال می کشانیم، اینگونه است که سلاحهای کشتار جمعی ساخته می شوند که قادر به نابودی تمام بشریت در عرض چند ساعت هستند، و قدرت برتر همواره در دستان یک عده متمرکز است، در دستان آنان که ما امروز با نام امپریالیسم می شناسیم شان.

اما همه چیز منفی نیست، زیرا هرج و مرج اخلاقی، هرج و مرح معنوی، هرج و مرج سیاسی[ جنگهای فجیع] ، هرج و مرج اقتصادی [ چیزهای پوج] چیزی نیستند جز نشانه های وضع حمل تاریخ، به مانند مادری که کودکی را به دنیا می آورد؛ دورانی می میرد و دورانی تازه در بطن او ایجاد می شود.



1.ما «شاعران دنیا» برابر این هم و غم برای سلطه مطلق که ناگزیر ما را به سوی خودنابودگری می برد و برابر اینهمه وحشی گری، ما «شاعران دنیا» از یک سو جاده اعتراض و از سوی دیگر مسیر طلوعی نو را که مقصدش آزادی کامل انسان است، هموار می سازیم.

2. شاعر بودن تنها به معنی نوشتن شعر زیبا نیست، بلکه زندگی کردن آن است، و زندگی کردن آن تنها به معنی احساس کردن آن نیست، بلکه مشق آن است، و مشق آن کار هر روزه است، کار همیشه ما تا زمانی که سری برای اندیشیدن و قلبی برای احساس کردن داشته باشیم.

3. « شاعر دنیا» بودن از این نیز سخت تر است، شاعر دنیا بودن به معنی پذیرفتن تعهدات ذاتی این بیانیه است؛ به معنی بر عهده گرفتن دفاع از زندگی، عشق، اختلافات سلایق و آزادی است و به معنی داشتن وجود برای گفتن این جمله است: زندگیم را برای «زندگی» می دهم با آنکه عاشق زندگیم هستم. هم از این روست که ما می گوییم : حماقت بس است! دیگر «من»هایی که نه به رشد اجتماعی کمک می کنند و نه به رشد شخصی بس است! و هنر شعر را در خدمت هستی انسان قرار می دهیم.

5. شاعر دنیا بودن به معنی مبارز بودن است. مبارزی که دشتهای هستی انسان را درمی نوردد. همانگونه که ازنخستین شب روزگاران دشتهای بشریت را به جستجوی تکامل و رشد مشروع زندگی درنوردید و ما نیز با ابزار و شرایط کنونی خود قصد به انجام رسانیدن آن را داریم. از این روست که در برابر جنایاتی که هر روزه به نام آزادی ارتکاب می یابد بیکار نخواهیم نشست و صدایمان را همچون اشعه نور بلند خواهیم کرد و بزدلان را به تکان وامی داریم و کلام را به کارگرترین سلاحی که قاتلین در طول و عرض تاریخ دیده اند بدل خواهیم کرد.

6. همیاری ارزشمند شاعران دنیا را برای ارتقاء بشریت در طول قرون ارج می نهیم. آنان که نامشان را بر صدها کتاب تاریخ جهان و بر حافظه انسانها مهر کردند و همچنین همیاری شاعران گمنام را که بر زمین گام نهادند و ماموریت های افسانه ای خویش را در طول روزگاران به پایان رساندند. ما به ارزش این یاری های شکوهمند در زمان خود و حتی به ارزش امروزی آن ایمان داریم، اما ما در آستانه یک عصر جدید برای بشریت هستیم و علاوه بر آن ما «شاعران دنیا»ی قرن 21 نمی خواهیم خود را درگیر گذشته کنیم تا بتوانیم حال و آینده را بهتر ببینیم. ما «شاعران دنیا»ی قرن حاضر فراخوانده شده ایم تا خلاق باشیم تا بتوانیم با قدرت تصور پاسخها و توضیحاتی را بیابیم که «امروز» بشریت به فریاد در برابر اضمحلال آشکاری که در آن به سر می بریم خواهان است.

7. ما شاعران دنیا اعلام می کنیم که همه ما برابر هستیم. صاحبان شهرت و کمتر شناخته شدگان، نامداران و گمنامان، ثروتمندان و فقیران، سیاهان و سفیدان، دو رگه ها و زرد پوستان مادامی که زنده اند با هم برابر هستند. شمشیرهای ما برای نبرد با کشند گان زندگی یکی است. ما دوش به دوش هم و پشت یک خاکریز برای دفاع از عدالت [برای همه یکسان]، برابری[ میان تمام ساکنین زمین]، آزادی [ حقیقی و نه تصنعی] و حق تمام مردم برای بودن و زیستن در صلح می جنگیم.

8. شاعران دنیا هر فضایی را که از بخت خود آنجا باشند بعنوان میدان نبرد با شر اعلام می کنند، خواه در کاخهای بزرگ قدرت باشند خواه در گوشه محقر شهری، خواه در مزرعه کشاورزی باشند خواه در معدنی که معدنچی در آن خون تف میکند. اما شاعر به تمام کوی و برزنها سرک خواهد کشید و کلام خویش را خواهد برد، گویی کلام او همچون بارانی است که روی زمین فرو می بارد و منظره ای دل انگیز پدید می آورد ، گویی کلام او گلهایی هستند فراسوی چشمان بشریت. شاعر نوری است که مبارزان را هدایت می کند. چیزی است مثل تپه های ماسه های روان در تاریکی شب.

9. ما شاعران دنیا خود را صلحجو اعلام می کنیم، اما نه بزدل و منفعل؛ مخالف جنگیم اما به هیچ وجه ساده لوح نیستیم. ماهیتا احساساتی هستیم و در بیان هنری خویش، جوهر قلم ما خون روح ماست. مست جادوی هنر و حتی در ورطه دردناک خلق آنیم. اما خلق هنر همواره یک هدف معین دارد: تکامل زندگی، زندگی ما[ زندگی فردی]، زندگی همه [زندگی اجتماعی]. ما طرفدار صلح و به دنبال صلح جهانی هستیم، اما صلح به خودی خود بو جود نمی آید. باید آن را بدست آورد ، باید برای آن مبارزه کرد. هم از این روست که ما مبارز هستیم. و اگر عدالت نباشد صلح هم نخواهد بود. صلح فقط درصورتی وجود خواهد داشت که حکومت عدالت برپا باشد، زیرا صلح فقط نتیجه و ثمره عدالت است. و گرنه همان چیزی خواهد شد که هم اکنون در فرمانروایی امپریالیسم حاکم است: صلح و آرامش گورستان.

10. برای شاعر دنیا بودن باید همواره آماده تکامل، رشد در متن گوناگونی انسانها، و پذیرش تکثر بود، همانطور که ما پیچیدگی هستی را می پذیریم. در نبرد بزرگ شاعران دنیا همیشه جا برای مبارزان وجود دارد، خواه مومن باشند خواه نامومن، خواه ملحد باشند خواه دیندار، مهم این است که زنده باشند؛ چندین جنسه، دوجنسه یا هم جنس باز تفاوتی ندارد، مهم این است که عاشق عشق پاک باشند؛ مبارزان کهنه کار باشند یا مبارزان متجدّد، تفاوتی ندارد،مهم این است که برای نیکی بجنگند. زنجیر طویل انسانی که دنیا را به هم وصل می کند، حلقه حلقه آن، توسط شاعرانی ساخته می شود که امیدها و لبخند خویش را در این مبارزه که به عمر طلوع روزگار است میان هم تقسیم می کنند.

11. انسان گناهان خود را بر گردن دیگری می اندازد، هدف ما این است که هر کس مسئولیت کار خویش را برعهده بگیرد، تحت فرمان روح خویش باشد و برای پاک کردن اشتباهات و لغزش های خود به دیگری هجوم نیاورد. امید ما این است که با ابزار کلام، واژه را در قلب تمام انسانها شعله ور سازیم و همچنین اشعار کوهها، شب راز آلود و پوشش مقاوم طبیعت را، و پرده از فردا برداریم تا همگان بتوانند روح خویش را با کلام و عشق ارتقاء بخشند. شعر متعلق به تمام دنیا است و ما وام دار آن هستیم.



ای شاعر دنیا،

به این نبرد برای هستی بشر بپیوند!

به حلقه ای لازم برای ادامه زندگی مبدل شو!



لوئیس آریاس مانسو

دبیر کل

[ با همکاری فِلیسیانو مِخیّا ئیدالگو و لوئیس خیلبرتو کارابایّو]

سانتیاگو شیلی، دسامبر 2005

برگردان به فارسی: مهدی شفیع آبادی


فرم ثبت نام

( از تصمیم شما به عضو شدن در شاعران دنیا سپاس گذاریم، لطفاً فرم ذیل را پر نمایید، و ما صفحه ای برای شما منظور خواهیم کرد.(پر کردن کادر های دارای علامت* الزامی است)

  Sr. Sra. Srita.    *
Nombres:     *
Apellidos:     *
Fecha de Naciemiento:     *
Nacionalidad:
Estado Civil:     *

تا زمانی که عکس خود را به آدرس ذیل ارسال نفرمایید ثبت نام شما مقدور نخواهد بود.info@poetasdelmundo.com

Email:     *
Teléfono:     *
Dirección:     *
3 Poemas :   
Biografía :   
 
 

Ayten Mutlu
José Pablo Quevedo
Ali Al-Dimshawy
Juergen Polinske
Maggy
Gómez Sepúlveda
Candida
Pedersen
Xuanxo Bardibia Garçelya
Fredy Ramón Pacheco
Jimmy Javier Obando
Maria Cristina
Drese


Patrocinadores